X
تبلیغات
عمویی از جنس مهتاب

عمویی از جنس مهتاب

بنام خدا

از تکرار این عکس خسته نمیشم...

دلم میخواد توی خنده های خالص این دو نفر غرق بشم...

عموی عزیــــزم :)

[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 17:59 ] [ اسما ] [ ]


تولدت مبارک عزیزه دلـــم

 بعضی آدمها بوی خوب دارند

حتی وقتی دورند

دلت که براشون تنگ میشه

بوی خوبشون توی ذهنت میپیچه

و اونقـــدر دلت هواشون رو میکنه

که دوست داری محکم بغلشون کنی!.....

منم الان چنین حسی دارم...میخوام بیام تبریز و برات بهترین جشن تولد دنیا رو بگیرم و مثل همیشه

تمام ستاره ها رو دعوت کنم.........اصلا همه ی کارها رو خودم میکنم...باد کنکها رو باد میکنم...

یه کیک با طعم توت فرنگی برات درست میکنم..دوست داری؟

موهاتم برات میبافم...یه سنجاق سر خوشگل از جنس یاس میذارم روی سرت...

شیــــوا *:))...شیوای همرنگ بهارم

تولدت مبارک عزیز دلکم...

میدونی چیه ؟ شاید اگه تو نبودی توی تنهایی های خودم محو میشدم...

ممنونم که هستی و به دنیام رنگ میدی...

دعا میکنم خوشبخت باشی...به هرچی که دلت میخواد برسی...

خواهریم خیلی نمیتونم به صفحه مانیتور نگاه کنم...اما نمیشه ۲۶ فروردین بشه و یه برگ از دفتر

خاطرات وبلاگم سبز نشه...من مطمئنم یه روز...روز تولدت باهم شمعهای کیکت رو فوت میکنیم :)

دوستت دارم از ته قلبم 

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 21:25 ] [ اسما ] [ ]


یا امام رضا...

بنام خدا

چی میشه یه بار دیگه باز بیام  پابوست...

که میخوام غـــرق بشم توی اقیانوست..

.

.

میشه یعنی ؟ :-(

اگه از تو دورم ، تو به من نزدیکی

دلمو میبینی ؛ حتی تو تاریکی......

یا امام رضا کمکم کن...دلمو با سپیدی صبح گره بزن....

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 17:22 ] [ اسما ] [ ]


بهار که میشود...

بنام خدا

بهار که میشه...همه چیز خوبه

گلها تازه میشند و همه ی دنیا رنگ عشق میگیره....

هیچ چیز تغییر نکرده....مثل قدیماست...ولی من.....

ذوق و شوقهام برای سفره هفت سین....لباس نو و مسافرت

گمشون کردم...نیستند.....دنبالشون رفتم...

شاید به دورترین اقیانوس سفر کردند.....

امـــا....

هنوزم یه نقطه ی پررنگ از زندگیم هست

که میتونه باعث بشه تنم بوی بهار رو بگیره............

بهارتون لبریز از حسهای خوب : )

[ یکشنبه سوم فروردین 1393 ] [ 13:28 ] [ اسما ] [ ]