عمویی از جنس مهتاب

اول مرداد

بنام خدا

همیشه اول مرداد دلم عطر ماه رو داره...

روحم پر میشه از بوی شکوفه های سیب..

با واژه ها نمیشه چیزی بسازم که عمق حسمو برسونه...

همه ی خورشیدهای دنیا هم توی قلبم جمع بشند ، نمیتونند گرمای احساسم رو بفهمند

خوشحالم که بودم و نفسهام به هوای امروز آغشته شد

عموی لطیف تر از یاسم....تولدت مبارک゜*pink*゜ のデコメ絵文字

دعا میکنم آسمان آرزوهاتون پر باشه از بادکنک و گل سرخ :)

ای کاش میشد لبخند تمام شقایقهای دنیا رو جمع کنم و بریزم توی قلبتون....

 پ.ن: اون شمع سبز کوچیک مثل همیشه روشنه...روشنه تا خاموش شدن آخرین ستاره @-}--

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 17:49 ] [ اسما ] [ ]


خــــدا...

بنام خدا

خواب دیدم داشتم با خدا حرف میزدم و گریه میکردم.....

بعد خدا از توی آسمون جوابم رو میداد........

دقیقا حرفام یادم نمیاد....با حسم حرف میزدم

یه بغض عجیبی ته دلمه وقتی بهش فکر میکنم.....

دلم میخواست تا ابد اون صحنه هایی که دیدم ادامه داشت و قلبم رو با آسمونش گره میزدم :__(

عموی عزیزم ؟

همون خدایی که وجودش بینهایته...کنارتونه :)

 ماهم بیادتونیم....عمیق تر از همیشه...

عمو.......

[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 22:44 ] [ اسما ] [ ]